تبليغاتX
ناگفته ها - اژدها

ناگفته ها

از گفتن آنچه که می خواهیم نترسیم!

اژدها

 

امروز با همکلاسی هامون رفته بودیم یه بازدید علمی از تصفیه خانه بزرگ اهواز. بعد از بازدید برای صرف ناهار  رفتیم پارک لاله تا سالاد الویه هایی که به سرآشپزی همسایمون درست شده بود رو بخوریم. بعد از خوردن ناهار رفتیم یه کم اژدها سواری کنیم که متاسفانه اژدها من رو خورد!!

متاسفانه وقتی سوار اژدهای کشتی وایکینگ ها شده بودیم حالم بد شد و فشار افتاد! نه که فکر کنید ترسیده باشم ها ! باور کنید فشارم افتاده بود! برا همین شروع کردم به داد زدن که نگهش دار نگهش دار. بچه ها هم کلی بهم خندین. مخصوصا دخترا که ردیف جلوی من نشسته بودن .

اژدها منو خورد!

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388ساعت 17:43  توسط علی  |