تبليغاتX
ناگفته ها

ناگفته ها

از گفتن آنچه که می خواهیم نترسیم!

کنترل

امروز ظهر امتحام کنترل اتوماتیک داشتیم! اونقدر بد دادم که حتی نمی شه گفت شرافتمندانه می افتم! فاجعست پسر

نکته ی جالب اینه که قبل از امتحان تو سالن وایساده بودیم یهو استاد اومد و به من گفت ( بچه ها هم همه وایساده بودن! ) و گفت : آقای بهادری شما امتحان میانترمتون رو خیلی بد دادین! نمرتون خیلی پایین شده!!! نامرد زد روحیه م رو داغون کرد !  حالا این خوبه ! سر جلسه امتحان رفته به احسان گفته : شما هم امتحان رو خراب کردین ! انگار شما و آقای بهادری با هم هماهنگین!

ای بابا چه دوره زمونه ای شده !

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم دی 1387ساعت 21:5  توسط علی  | 

اس ام اس می زنم جواب نمی دی !!!

 

بابا وقتی این اس ام اسا جوابش نمیاد ! تقصیر من چیه ؟

اس ام اسای مثبت میدم ، بی جوابه ! جوک میدم بی جوابه !

به قول شاعر : فاصله ی دو قلب زیاده هرچن که ایرانسل و همراه اول ما رو به هم نزدیک بکنه نه ؟

البته منظور بر ندارین ها ! خبری نیست فقط خطوط یه کم مشکل داره ؟

یه زمانی دل به دل لوله کشی بود ولی خوب الان همش شده فیبر نوری!( چه ربط ی داشت )

 

منم شاد و شنگولم و فعلنا هم قصد ندارم بعد از ۴ ماه برم خونه و اینجا داره خیلی خوش می گذره و من و میلاد ( هم خونه ایم ) تنهایی تو دزفول و خونه داشجویی قشنگمون ، خیلی خوبیم!

بعدش خبر رسیده که آقا که رفته بوده دانشگاه علم و صنعت بسیج قرعه کشی کرده بوده که ۳ نفر می تونن برن دست آقا رو ببوسن. این رفیق ما اسم نوشته بود ولی اسمش در نیومده بود . می گفت حیف شد وگرنه همه درسام رو این ترم با نمره ۲۰ ( قدرت آقا رو دست کم نگیرین ها ) پاس می کردم!

آخه چرا اس ام اسای منو جواب نمیدی !

 

به نظر شما جواب اس ام اسای من کجای خطوط گیر کرده ؟ نکنه تو هوا خورده باشه به هواپیمایی چیزی و بهش گیر کرده باشه !

ای بابا این چه زندگیه !

 

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم دی 1387ساعت 1:8  توسط علی  | 

دوربین های امنیتی

 

امروزه دوربین های امنیتی تقریبا در همه مکان های مهم به چشم می خوره . از بانک ها گرفته و فروشگاهای بزرگ و منازل پول دار ها! 

با توسعه ی امکانات در مکان های مذهبی شامل امامزاده ها و مساجد بزرگ و حسینیه ها نیز این دوربین ها مورد استفاده قرار گرفتند!

و اما ...

به نظر شما به چه منظور ار این دوربین ها استفاده میشه ؟

یکی از بچه ها تعریف می کرد که چند مدت پیش رفته بوده امامزاده ، از اونجا که امامزاده صحن بسیار با صفا و معمولا خلوتی داره ...

یه دختر و پسر مشغول لاس زدن بودن اونجا!!! مثل اینکه کارشون بالا گرفته بوده (از اینا ) یه کم که ناگهان ...

بلند گو های امامزاده روشن میشه و یکی می گه  : هی شما ، شما که اون گوشه کنار آب سرد کن نشستین! زشته ! خجالت بکشین! شما خانم حداقل خجالت بکش ! اینجا امامزادست ! جای این کارا نیست که !!!

بله مثل اینکه دوربین های امنیتی کاربرد های دیگه ای هم داره که باید حواسمون باشه نه ؟! 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم دی 1387ساعت 11:25  توسط علی  | 

خسته ام همین !

 

وقتی ازش پرسیدم که چرا نارحتی ؟ جواب داد : " مشکل خاصی نیست ، من فقط یه کم خسته ام!"

همون جوابی که خودم به بقیه می دم! وقتی که خیلی خیلی ناراحتم!

یه چیزی این وسطا همیشه جور در نمیاد. منظورم توی زندگی و یا یه چیزی شبیه اونه !

یه کم گنگ بود می دونم ولی بی ربط نبود

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم دی 1387ساعت 14:39  توسط علی  | 

وقتی که خسه ایم

 

نمی دونم شما وقتی خسته اید دوست دارید چه کار کنید!؟

وقتی خوسته ام دوست درام قدم بزنم. یه راه طولانی و بدون مقصد رو برم.از خوابیدن وقتی که خسته ام متنفرم!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم دی 1387ساعت 20:38  توسط علی  |