مواقع زیادی وجود داره که دل رو روده ی آدم از دهنش می ریزه بیرون. مثلا ممکنه که برید زیر کامیون له بشید و مثلا کامیون از رو شکمتون رد میشه و اینجوری چون از نظر مکانیکی کم اصطکاک ترین مسیر برای خروج دل رو روده و محتویاتش از کالبد تن ! همون دهنه !
یه مثال دیگش هم اینه که با دوستت بخوای یه تمرین حل کنی ولی اینقدر استاد رو مسخره کنین که از خنده روده ( کوچیک یا بزرگش با شما !!) بیاد تو حلقتون !!!
نوع سوم که من این سه شبانه روز گرفتارش شدم سرفه کردنه !!! از بس سرفه کردم دیشب و پریشب و پس پریشب همچین احساس می کردم که مثل یه کمپرسور سیلندر پیستونی دارم هوا رو پمپ می کنم بیرون!
دیشب هم که برای بار دوم رفتم بیمارستان ۲ تا آمپول دیگه هم نصیبم شد بعلاوه یه مشت آدم بدبخت و بیچاره و می شه گفت تقریبا بدریخت ( از چشمای من نگاه کنین که خودم رو ننبینین جزو اینا ! ) رو مشاهده کردم و همچنین صحنه ی استفراغ یه بچه رو کف بیمارستان که ماکارونی هم خورده بود بیچاره ولی ماکارونیش بوی ... می داد!!!
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت 12:41  توسط علی
|
روز جمعه اومدم یه مرغی واسه بچه ها درست کنم که بعد از مدت ها یه غذای خوب بخورن

٬ خواستم از یه روش جدید استفاده کنم زدم مرغ بدبخت رو سوزوندم !!!
ولی خوشبختانه قابل استحصال بود و با همون روش قبلی درستش کردم و خوردیم. 
چه بی مزه !!!!
دیشب ساعت ۵/۳ شب مورد حمله تعدادی از بچه ها واقع شدیم
! نامردا به یخچال رحم نکردن و تخم مرغامون رو خوردن
. وقتی هم که بهشون اعتراض کردیم
بوسیله ی پیاز مورد هدف قرار گرفتیم.
البته بزوی انتقام می گیریم.
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
پ ن۱ : برای اولین بار در طول چند سال اخیر ٬ واژه ی " تو " تداعی گر فرد خاصی برام نیست!! خوبه نه ؟
+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم آبان 1387ساعت 9:33  توسط علی
|
مثل امشب بود !
وقتی که همه در خواب بودند.
انگار آن موقع آدم دوست دارد بخوابد . بهترین خوابی که تا کنون داشته است .و او نیز چنین کرد!
با اینکه خودش رفت ولی هر چه که گفت ماند!

امشب او خوابیده و همه مردم نیز خوابیده اند! و فردا سالگرد قیصر امین پور است.
+ نوشته شده در سه شنبه هفتم آبان 1387ساعت 12:27  توسط علی
|
سلام
برعکس همیشه که سر درگم بودم٬ اتفاقا این بار خیلی خوب تکلیف خودم رو می دونم.
می دونم که بیشتر از اونی که فکر می کردم مشغول کارا و فکرای احمقانه هستم!
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
در میان شما هستند کسانی که براي گریز از تنهایی و بیقراري و یکنواختی ، به زیاده گویی و یاوه سرایی روي آورند ، زیرا سکوت تنهایی تصویر روشنی از ذات عریانشان را در برابر چشمانشان می گشاید که با دیدن آن رعشه می گیرند و به گریز پناه می برند
.
جبران خلیل جبران
+ نوشته شده در چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت 15:43  توسط علی
|