این طوریاست
هر کی میاد یه چیزی می گه ! بعضیا که آدم رو دوست دارن تمام توان خودشون رو می زارن. بعد یهو تنها می شیو تنهای تنها !!!
وقت عمل هیچکی با من نیست. من موندم و خودم.
از گفتن آنچه که می خواهیم نترسیم!
هر کی میاد یه چیزی می گه ! بعضیا که آدم رو دوست دارن تمام توان خودشون رو می زارن. بعد یهو تنها می شیو تنهای تنها !!!
وقت عمل هیچکی با من نیست. من موندم و خودم.
بار اول خیره ماندیم . نه ترس بود و نه جسارتی. تقابل دو نگاه بود و تبادل یک رابطه حقیقی. سریع ترین و کند ترین رابطه دنیا !! حسی ناشناخته برای من و شاید برای تو ! پس از آن دلهره ٬ تشویش و جستجو آغاز شد.جستجوی آن نگاه در چشمان تمامی مردم دنیا ٬ و ترسی بی نهایت از تکرار آن. عجیب است که هر چه گشتم نیافتم . انگار جستجوی ناشناخته ها رفتن راه های ناشناخته می خواست !
نه ...
اینگونه نمی توان به حقیقت آن راز دست یافت .
هنوز جستجویم طولانی و نگاه هایم کوتاه است.
پ ن :
۱- متن بالا مربوط به سه چهار ماه پیشه و تاریخ مصرفش تموم شده !!! ولی دلم نمیاد نابودش کنم!
۲- حوصله ندارم! با خیلی ها مشکل پیدا کردم !! بعضی ها حسابی کم لطفی می کنن . آخه مگه من چیکار کردم ؟!!!!!
۳- یه شعر کوچولو از خودم :
از پس امروز و فردا هیچ نیست
در گذشت سال ها و روز ها
این تویی می مانی و ٬ تا چشم بر هم می زنی
آن خیالین دوست دیگر رفته است
۵- نظرتون رو راجع به شعر بگین ممنون می شم.