حسش نیست...
خواستم امروز یه خاطره ی باحال بنویسم . قبل از اینکه شروع کنم پست مسعود رو خوندم . از شما چه پنهون دپرس شدم و خاطره رو فراموش کردم . ولش کن بابا اصلا حسش نیست...
از گفتن آنچه که می خواهیم نترسیم!
خواستم امروز یه خاطره ی باحال بنویسم . قبل از اینکه شروع کنم پست مسعود رو خوندم . از شما چه پنهون دپرس شدم و خاطره رو فراموش کردم . ولش کن بابا اصلا حسش نیست...
این خواجه عبدلله تو درس ریاضی یه کم بیشتر از یه کم مشکل داره !!!٬ یعنی چه طور بگم مادر زادی ذهن خلاقی در ریاضیات داره. و اجداد کبیرش قراره تو اون دنیا با ابوریحان بیرونی محشور بشن
.خود خواجه هم قراره بشه خواجه لوئیس عبد لیتهلد و یه کتاب جدید برا تدریس تو دانشگاه بنویسه که انقلابی در زمینه ریاضیات بوجود بیاره
.
اینو از کجا فهمیدم !؟ هااااااااااااااااااااااااا الان براتون می گم:
یه بار که داشتم بهش درس می دادم به این سوال سخت برخوردیم
: ؟؟؟؟= (۲-)+(۵-)
من هی می گفتم که جواب میشه ۷- ولی اون می گفت جواب میشه ۳ !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
خدایا حالا من چه طور به این بفهمونم
. هر کاری کردم نتونسم . برا همین از بچه ها کمک خواستم !!. یکی از بچه ها هم این یه پیشنهاد جالب ارائه داد : ( خیلی سادست از سیب و پرتقال استفاده کن
)
منم دیدم خیلی خوبه ولی یه مشکل دیگه وجود داشت :
من در حال توضیح ابر سوال بالا: عزیزم نگاه کن ٬ ما پنج تا سیب نداریم ٬ دو تا سیب دیگه هم نداریم خب حالا چند تا سیب نداریم!!!!؟؟؟؟؟؟![]()
![]()
بچه های خونه ی ما بهترین بچه های دنیا هستند
. ها ؟؟؟ می پرسید چرا ؟
بچه های ما خیلی باحالن ، همه با هم متحد ، یکصدا ، هم دم ، مونس و..... .![]()
وقت خوندن همه با هم می خونیم ( مثلا دیشب داشتیم با هم می خوندیم : تنها نذار منووووووووووووووو .... تنهامممممم نذاااااااااااااااااااااااااااار
– با صدای محسن چاووشی بخونید -) .
وقت فوتبال نگاه کردن همه با هم تفسیر و انتقاد میکنیم (به تیم مقابل فـحـ.... میدیم ، از تیم خودمان با مشت و لگد حمایت می کنیم
).
همدیگه رو راهنمایی می کنیم ( تو پیچوندن کلاس ها ، رفتن رو مخ استاد ها و.... ).
همیشه تو غم ها ( عزیزم ناراحت نباش من هم این درس رو بعد 3 بار پاس کردم
) و البته شادی ها (مثلا چند شب پیش عروسی دختر خاله مامان یکی از بچه ها بود ، ما هم تا صبح تو بزن و بکوب داشتیم !!!! ![]()
) با هم هستیم .
هیچی برا هم کم نمی ذاریم ( - علی sms جدید نداری می خوام بفرستم برا .....)
با هم خیلی مهربونیم (- این پولیور من کجاست ؟؟؟ - اونو که حسین پوشیده !!!! )
همیشه با هم غذاهای خوب خوب سرو میکنیم ( مثلا دونگ ساندویچ های پریشب شد 1600 تومن
!!!!)
همدیگه رو با اسم های خوب خوب صدا می زنیم ( عبداله ملقب به : خواجه خزه عبداله زبرماوی ، قاسم ملقب به : اشبیخ مک نمنم* ، اسماعیل ملقب به : چوپون ، مصطفی ملقب به : پیشی و.... )
در هیچ کاری افراط و تفریط نداریم ( - مسلم پشت تلفن « برای بار صدم
در 2 ساعت گذشته » : خوب دیگه چیکار میکنی عزیزم !!!!)
همیشه از تفریحات سالم استفاده می کنیم ( والیبال نشسته در اتاق ، چایی غلیظ ، ورق بازی ، قلیون
و .... )
خلاصه این پیش زمینه رو از بچه های خونه ی ما داشته باشید تا بعدا بیشتر براتون بگم. حالا ما بگید چرا من خوابگاه دانشگاه دولتی رو بی خیال شدم و با دانشگاه آزادی ها خونه گرفتم ![]()
.
-----------------------------------------------------------------------------------------------------
* درسته این دوست عزیز ما از پشت کوه اومده
ولی خوب با هلیکوپتر اومده بیچاره !!!!