تبليغاتX
ناگفته ها

ناگفته ها

از گفتن آنچه که می خواهیم نترسیم!

حکمت و رحمت!

 

خدا گر ز حکمت ببندد دری             ز رحمت گشاید در دیگری!

امیدورام این شعر رو که من بهش اعتقاد دارم تا چند مدت دیگه برا من یه تعبیر خوب داشته باشه !

بلند بگو آمین!

پ ن ۱ : یه چند روز سفر رفتم اصفهان ! خیلی فاز داد. جای همتون خالی .

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم بهمن 1388ساعت 14:57  توسط علی  | 

نان به نرخ روز نمی خورم!

 

پیرو پست قبلی تصمیم گرفتم همه ی عمر سعی کنم که یک " نان به نرخ روز خور " نباشم.!

پ ن : خیلی خوشحالم. خیلی خوشحالم که حداقل چند تا دوست خوب توی این دنیای مجازی دارم که با خوندن بلاگ هاشون احساس زنده بودن می کنم

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم بهمن 1388ساعت 22:52  توسط علی  | 

خدمت مقدس!

شنیدین که می گن خدمت ۱ روزش هم یک روزه!

خوب این منم شنیدم! موندم حالا برم دنبال پرونده بسیج برا کسر خدمت یا اینکه مثل مرد خدمت مقدسم رو در راه دین و کشورم انجام بدم! کلا هر دوش که خوب نیست! نظر شما چیه؟

پ ن : کل فعالیت های بسیج من مربوط می شه به ۷ سال پیش ، ولی شاید با همون هم بشه یه ۱۵ روزی کسر خدمت گرفت! شاید!

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم بهمن 1388ساعت 0:17  توسط علی  | 

حکایت پیری و معرکه گیری!

این پیری هم عجب حکایتی داره! اونم اگه حکایتش حکایت پیری و تنهایی باشه و افتادن به فکر تجدید فراش!

چی فکر می کردیم چی شد؟!! حکایت بابا بزرگ ما!

پ ن : باید یه کم فکر کنم که این حکایت عبرت آموز رو چه طور اینجا بنویسم که حیثیتمون کمتر به خطر بیفته ! و البته همه موضوع رو هم نوشته باشم! لازمه که بنویسم! چه طوری؟!!!


+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم دی 1388ساعت 23:15  توسط علی  | 

گدا!؟

درست زمانی که داشتم با تلفن در مورد یه موضوع مهم صحبت می کردم یه دختر جوون و خوشکل که چادر هم پوشیده بود و حلقه ی طلا هم دستش ، اومد تو مغازه و شروع کرد به حرف زدن! درست نفهمیدم چی گفت فقط از 2 کلمه از حرفاش منظورش رو فهمیدم! " ابوالفضل و کمک "

همین که منظورش رو فهمیدم گوشی رو قطع کردم و 200 تومن بهش دادم و گفتم " خواهش می کنم بفرما بیرون "

از زمانی که فهمیدم فکر کردن یعنی چه ، این اولین باری بود که نخواستم قبل از کاری و یا بعدش بهش فکر کنم! 


پ ن : بعضی وقتا خیلی خیلی خیلی غصه می خورم و غمگین می شم!

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم دی 1388ساعت 23:33  توسط علی  |